محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

۵ مطلب در اسفند ۱۳۹۵ ثبت شده است

آخرین ساعات سال ۹۵ را می‌گذرانیم...
این روزها همه برای هم آرزوهای خوب می‌کنیم و برنامه‌هایی برای روزها و ماه‌های پیشِ رویمان تعیین می‌کنیم.

 ‌

در چرخش پیوسته‌ی زمین به دور خورشید، نیاکان دور ما نقطه‌ای را به عنوان شروعِ مجدد چرخش قرارداد کردند و آن را نوروز نامیدند. و هر سال سپری شدن یک سال دیگر از نوروز قبل را جشن می‌گیریم، به بهانه‌ی آغازهای جدید و تولدهای مجدد.
امیدوارم سال ۹۶ برای تک‌تک ما پر از اتفاقات شیرین و دوست‌داشتنی‌ای باشد که خودمان رقمشان زده‌ایم.
آرزو می‌کنم سال جدید سالِ پیشرفت و تعالیمان باشد.
که نوروز ۹۷ را به بهانه‌ای جدید جشن بگیریم: به شادباشِ تک‌تک اتفاقات خوبی که یک سال رقم زدیم، به بهانه‌ی تک‌تک خوشی‌ها و لبخندهایی که آفریدیم، و با آرامشی عمیق که حاصل پیشرفت‌ها و متعالی‌شدن‌هایمان خواهد بود.

 ‌

و اگر اینطور باشد، ۹۶ قطعاً برایمان سالی مبارک خواهد شد.
و اگر این معنیِ مبارکی باشد، امیدوارم فرا رسیدن سال نو بر تک‌تکمان مبارک باشد :)

  • ۰ نظر
  • ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۳۰

دیشب در ادامه‌ی بحث وقت اضافی در زندگی، یاد این قسمت از رمان شازده کوچولو افتادم. گفتم اینجا هم بنویسم:

 ‌

این بابا فروشنده‌ی حَب‌های ضد تشنگی بود.
شهریار کوچولو پرسید: این‌ها را می‌فروشی که چی؟
-باعث صرفه‌جویی کلی وقت است. با خوردن این حب‌ها هفته‌ای پنجاه و سه دقیقه وقت صرفه‌جویی می‌شود.
-خب آن وقت آن پنجاه و سه دقیقه را چه کار می‌کنند؟
-هرچی دلشان خواست...
شهریار کوچولو توی دلش گفت: من اگر پنجاه و سه دقیقه وقت زیادی داشتم، خوش‌خوشک به طرف یک چشمه می‌روم...!

 ‌

پی‌نوشت: اگر فرصت کردید این اثر اگزوپری رو بخونید. جمله‌های مهم‌تر و قشنگ‌تر از "تو مسئول گُلتی" هم داره توش!

  • ۰ نظر
  • ۲۹ اسفند ۹۵ ، ۰۹:۵۰

در روزگار ما، خوب‌ماندن سخت است؛ بسیار سخت...
این قدر بی‌تابانه میل به قتل عام را میدان نده یاشا!
این قدر عجولانه به جانب شکنجه‌ی جملگی بدکاران سرانده نشو.
 ‌
خوب‌ها، برای تثبیت خوبی اگر از همان روش‌های بد استفاده کنند فقط اسباب برائت بدها را فراهم آورده‌اند؛
و بدکاران فریاد برخواهند آورد که ما نیز برای پاک‌کردن جهان مجبوریم شکنجه بدهیم، بسوزانیم، قتل عام کنیم.....
نه مرد!
 ‌
همان قدر که رویت مصیبت آسان است، یافتن راه‌های مبارزه با مصیبت آسان نیست...

‌ 

-آتش بدون دود، نادر ابراهیمی

  • ۲ نظر
  • ۲۱ اسفند ۹۵ ، ۲۰:۱۰

تفاوت‌های ظریفی وجود دارد میان آن نقطه‌ای که

تسلیم می‌شویم

یا رها می‌کنیم

یا می‌گوییم دیگر کافیست:

ظریف اما بسیار مهم...

 

به نظرم فکر کردن به این جمله‌ای که نقل به مضمون کردم، از چند ده خط حرفی که نوشتم و پاک کردم خیلی مفیدتر باشه.
چه فرقایی دارن؟
چرا ممکنه به هر کدوم از اینا برسیم؟
هر کدوم چقدر منفعت دارن چقدر زیان؟
و کلی سوالایی که تو جواباشون اگه با خودمون رو راست باشیم واقعاً سالِ نوی "مبارکی" رو پیشِ رومون خواهیم داشت :)

  • ۳ نظر
  • ۱۰ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۵۵

در زندگی تعداد محدودی «بله» در اختیار ما قرار دارد
و پیش از به کارگیریشان باید با تعداد بیشماری «نه» از آن‌ها محافظت کنیم.

 

*کریستین بوبن

  • ۰ نظر
  • ۰۲ اسفند ۹۵ ، ۲۲:۱۹