محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

۵ مطلب در خرداد ۱۳۹۶ ثبت شده است

دیروز و امروز چند بار این آهنگ متنِ فیلم بابل رو گوش دادم.
فیلم بابل، محصول سال ۲۰۰۶ هست که آقای الکساندرو اینیاریتو از مکزیک کارگردانش بودن. فیلم، یه داستانِ سه‌پرده‌ایه... از سه نقطه‌ی مختلف از کره‌ی زمین.

سه فضای فکری و سبک زندگی متفاوت که قطعه‌های مختلف پازل یک داستان هستن. و در کنار روایت داستان، به نظرم این سه تا نقطه (مراکش، ژاپن، آمریکا) سه نوع چهره‌ی متفاوت از انسان‌ها و زندگی رو کنار هم گذاشته...
و خود آهنگ که به نظرم فوق‌العاده‌ست :)
امیدوارم شما هم ازش لذت ببرید.

لینک دانلود

  • ۰ نظر
  • ۲۹ خرداد ۹۶ ، ۲۳:۳۴

فرصتی شد یه مقدار روی ظاهر وبلاگ کار کنم و قالبشو از حالت پیش‌فرضی که بود تغییر بدم.

شاید مهم‌ترین تغییر اضافه‌کردنِ قالب موبایل برای وبلاگ بود و بعد از اون تغییر رنگ‌بندی.

از این که وقت می‌ذارید، نوشته‌های محفل رو می‌خونید، و از اون ارزشمندتر این که نظرات و صحبت‌هاتون رو می‌نویسید ممنونم :)

 

  • ۱ نظر
  • ۱۴ خرداد ۹۶ ، ۱۴:۵۴

پیش‌نوشت:

آنچه می‌خوانید، ترجمه‌ی متعهد به مفهوم و غیرمتعهد به متنی است از نوشته‌ای در Harvard Business Reviews تحت عنوان Research: Political Polarization Is Changing How Americans Work and Shop

 ‌

دو دانشجوی دکترای علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی دانشگاه استنفورد به همراه دو استادیار علوم سیاسی و اقتصاد سیاسی در مطالعه‌ای که قرار است در نشریه‌ی علوم سیاسی آمریکا منتشر کنند نشان داده‌اند که چطور موضع‌گیری سیاسی مردم آمریکا می‌تواند بر جنبه‌های مختلف زندگیشان هم اثر بگذارد.

تحقیقات تکان‌دهنده‌ای نشان می‌دهد ۴۵ درصد جمهوری‌خواه‌ها و ۴۱ درصد دموکرات‌ها معتقدند طرفداران جناح روبرویی افراد خطرناکی برای کشور هستند.

مطالعه‌ی دیگری نشان داده حدود نیمی از آمریکایی‌ها در انتخابات اخیر حداقل با یک نفر (دوست، عضو خانواده، همکار یا...) به بگو مگو و مجادله پرداخته‌اند.

نشریه‌ی بلومبرگ اعلام کرده اگر در پنجاه سال اخیر تعداد خیلی کمی از آمریکایی‌ها در ازدواج، به موضع سیاسی طرف مقابل اهمیت می‌دادند، امروز یک سوم دموکرات‌ها و نیمی از جمهوری‌خواه‌ها ناراحت و آشفته می‌شوند اگر فرزندشان بخواهد با طرفدار جناح دیگر ازدواج کند.

خب این‌ها بیشتر در جنبه‌ی سیاسی و تا حدی سلیقه‌ای هستند... شاید بگویید ذات سلیقه و طرز فکر اینطور حکم می‌کند. پس به چهار بررسی‌ای که نویسنده‌های این مقاله کرده‌اند توجه کنید:

 ‌

*در بررسیِ میدانیِ اول، محققین متوجه شدند اگر افراد متوجه شوند رئیسشان موضع سیاسی‌ای مخالف آن‌ها دارد، حقوق و دستمزد بیشتری می‌خواهند؛ از طرف دیگر حاضرند با حقوق کمتری برای کسی کار کنند که می‌دانند موضع سیاسی یکسانی با آن‌ها دارد! جالب‌تر این که هم‌سویی سیاسی همانقدر مطالباتِ کاری شخص را بالا یا پایین می‌برد که تجربه‌ی کاریِ او. یعنی شاید یک فرد بی‌تجربه فقط به دلیل مخالفت موضع سیاسی با رئیسش، به اندازه‌ی یک فرد با تجربه حقوق و مزایا بخواهد و شاید یک فرد با تجربه فقط به دلیل هم‌سوییِ سیاسی حاضر باشد مانند یک فرد صفر کیلومتر دستمزد بگیرد.

*بررسی‌های دوم و سومشان نشان داد بسیاری از افراد دوبرابر کمتر علاقه دارند تا از سایتی با موضع سیاسی مخالفشان کارت‌های تخفیف درصد بالا دریافت کنند.

*در مطالعه‌ی چهارمشان، آن‌ها به افراد پیشنهاد دادند که به دستمزدشان اضافه خواهند کرد اما در عوض، کمی به حزب سیاسیِ مخالفشان کمک مالی خواهند داد. از هر ۴ نفر، ۳ نفر ترجیح دادند که پول بیشتری نگیرند، مبادا کمکی به حزب سیاسی دیگر بشود.

 ‌

جز این مطالعه، تحقیقات دیگری هستند که نشان می‌دهند هم‌سویی سیاسی افراد حتی در قضاوتشان بر جدی بودن یا نبودن یک جرم یا شایستگی تحصیلی هم تأثیر می‌گذارد.

این پدیده که دوقطبی تأثیرگذار نامیده می‌شود، طبق گزارش دانشگاه شیکاگو حتی باعث ناکارآمدی فرایندها و به بن‌بست رسیدنِ خیلی از امور در واشنگتن شده.

 ‌

در مطالعات رفتاری زیادی دیده‌شده ما و مردم آمریکا الگوهای رفتاری مختلفی در انتخاب، خرید، یا تبلیغات داریم. خصوصاً با فعالیت‌های شدید کمپین‌های تبلیغاتی در انتخابات اخیر کشورمان که تلاش داشتند جهت‌گیری سیاسی را به اعتفادی عمیق بدل کنند، به نظرم مهم است اگر حواسمان به این دوقطبی تأثیر گذار در کشورمان و در رفتارهایمان باشد.

جهت‌گیری سیاسی هر شخص تابعی از صدها یا شاید هزاران نظر، مدل ذهنی، شنیده، دیده یا تجربیات است. به نظر نمی‌آید چنین ملغمه‌ای بتواند معیار مناسبی برای هر نوع تصمیم‌گیری و قضاوت دیگری باشد.

 ‌

تصویری که ایام انتخاب دیدم و امیدوارم همه جا همین طور بماند

  • ۰ نظر
  • ۱۱ خرداد ۹۶ ، ۱۳:۳۰

چند روز پیش جمله‌ای از دکتر دادپی نوشتم مبنی بر این که

ما تفریط‌هایمان در حفظ ایمنی را

با افراط‌هایمان در عزاداری جبران می‌کنیم

و می‌رویم تا فاجعه‌ی بعدی...

مدتی هست که بین کارها به این فکر می‌کنم که چرا همه می‌دانیم صبح، درود بر مصدق گفتن و شب مرگ بر مصدق گفتن مضحک است، و از آن ضربه خورده‌ایم، و باز صبح شعاری می‌دهیم و شب خلافش را.

چه می‌شود که هزاران کلمه اندر باب اهمیت یادگیری مفهومی و آموختن مسائل روز در دانشگاه نطق می‌کنیم، و موقع خواندن دروس یا سر کلاس به دنبال نکات ریز، عددهای خاص، یا مسائلی از این دست هستیم.

چطور همه از این که «فقط یه ایرانی می‌تونه ......» صحبت می‌کنیم (که به شخصه در مواردی با آن‌ها موافقم و در مواردی دیگر نقد دارم) و با تمام وجود تلاش می‌کنیم در همان دسته بگنجیم و ذره‌ای از آن بیرون نمی‌آییم.

مشخصاً یک جامعه‌شناس یا حتی دانشجوی جامعه‌شناسی نیستم که بخواهم در این مسائل نظر متقن و صحبتی علمی داشته‌باشم. اما یک سری نکات به چشمم می‌خورَد که شاید ربطی به فرهنگِ ما ندارد (یا به بیان بهتر فرهنگ ما مستلزم این موارد نیست) اما در بسیاری از موارد چه امروز چه در تاریخمان از آن‌ها آسیب دیده‌ایم. فکر کردم شاید بد نباشد فهرست اولیه‌ای که به ذهنم می‌رسد را اینجا بنویسم تا شاید از دل بحث‌هایی که با هم یا با خودمان خواهیم داشت قدمی اوضاعمان را بهتر کنیم. (و چه بسا نتیجه‌ی نهایی بحث‌ها، همان بحث‌هایی باشد که با خودمان می‌کنیم)

  • ۲ نظر
  • ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۱۹:۱۰

خیلی اهل گوش‌دادن به آهنگ حین کار نیستم ولی گاهی اوقات (خصوصاً وقتی صدای اطراف مزاحمه) به نظرم هندزفری مفیدترین اختراع بشر می‌شه!

این حین یکی از آهنگایی که خیلی دوست دارم و گاهی وقتی تو مسیرم دعا می‌کنم راه بیشتر از یک ربع باشه که بتونم آهنگو کامل گوش کنم، Unseen Harbor از گروه ژاپنیِ Mono هستش. خیلی علاقه‌ای به Post Rock ندارم اما این آهنگ (و البته به طور کلی این گروه!) رو بسیار دوست دارم.

شاید به خاطر این باشه که چند بار این آهنگو با عزیزترین‌هام گوش دادم. شاید به خاطر این باشه که کتاب‌های دوست‌داشتنی‌ای رو با این آهنگ خوندم اما به هر حال فکر می‌کنم یکی از بهترین کارها برای گوش‌دادن و فکر کردن باشه.

گفتم اینجا هم بذارمش...

 

لینک دانلود

  • ۰ نظر
  • ۰۲ خرداد ۹۶ ، ۰۸:۵۳