محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

۵۵ مطلب با موضوع «روزمرگی‌ها» ثبت شده است

وقتی غرق می‌شوی، یعنی آب تمام بدنت را در بر گرفته....

هر آنچه می‌بینی آب است

هر آنچه می‌شنوی آب است

آنچه بند بند پوستت حس می‌کند، تلاطم آب است

هر آنچه قرار است به ادراکت برسد، یا آب است یا مانند اجرام زیر آب، باید از عینکِ آبی بگذرند تا به چشمت برسند....

و آن زمان:

هیچ کس مانند تو، به این کمال، نمی‌تواند آب را درک کند.

 ‌

گفتم خبر برگزاری این کارگاه را اینجا هم بنویسم...

همانطور که قبلاً در موردش نوشته‌بودم ، پژوهش و تحقیق چیزی بیشتر از گوگل‌کردن یا سفارش‌دادن به دفاترِ میدان انقلاب است. از طرف دیگر کلاس‌ها و کارگاه‌های روش تحقیق که در دانشگاه برگزار می‌شود، در بسیاری از موارد انبوهی از داده‌های خام و لکچرهای خشک را شامل می‌شود که در نهایت آنچنان سودی به شرکت‌کنندگان نمی‌رساند.

با حمایت دفتر استعدادهای درخشان دانشگاه علوم پزشکی ایران، اولین دوره‌ی کارگاه کوماندوی ریسرچ برای رفع این مشکل برگزار می‌شود.

قصد دارم ضمن استفاده از دانش دو نفر از هیئت‌علمی‌های ارزشمند دانشگاهمان، دوره‌ی روش تحقیقی با فلسفه‌ی Learning by Doing برگزار کنم (همان روشی که خودم غالب آموخته‌هایم را مدیونش هستم)

محدودیتی برای شرکت‌کنندگان وجود ندارد اما با توجه به اکثریت شرکت‌کنندگان، و مثال‌هایی که زده‌خواهد شد، احتمالاً دانشجویان غیر از دانشگاه‌های علوم پزشکی، کمتر بتوانند از دوره استفاده کنند.

اگر علاقمند به شرکت در این دوره بودید، می‌توانید از این گوگل‌فرم استفاده کنید...

کانال اطلاع‌رسانی کارگاه: @research_commando

دوست عزیزم شاهین کلانتری، در وبلاگش تکنیکی را مطرح کرده به نام روزهای سیاه. پیشنهاد می‌کنم حرف‌های شاهین و تعاریفش را حتماً بخوانید.

جان کلام این که روزهای سیاه روزهایی هستند که موبایل را خاموش می‌کنیم، هر چقدر دلمان خواست قهوه و نوشیدنی انرژی‌زا می‌خوریم، و به قول شاهین تا بی‌هوش شدن به کارهایی که می‌خواهیم انجام دهیم مشغول می‌شویم.

البته سیاهیِ این روز بیشتر من را به یاد شنل سیاه جنگاورانِ قهار یا اتوموبیل‌های مشکی لوکس و پرقدرت می‌اندازد تا سیاهیِ غم‌انگیز....

خواستم چند پیشنهاد مطرح کنم تا روزهای سیاهمان را تا جای ممکن پرقدرت‌تر شکل دهیم:

  • شب قبل، برای فردا آماده شوید. لیستی بنویسید از کارهایی که تا انجام نشوند، روز نباید تمام شود.
  • صبح قبل از طلوع آفتاب بیدار شوید. (حتی اگر روزهای دیگر این کار را نمی‌کنید)
  • شاهین گفته در روز سیاه خبری از حمام و خرید و... نیست. من باشم اول صبح دوش می‌گیرم، قهوه‌ی صبحم را آماده می‌کنم و به سمت میزم حمله می‌کنم!
  • از عظمت آهنگ‌هایی مانند سمفونی پنج بتهوون خود را بهره‌‌مند کنید.
  • هر از گاهی یادتان بیاید این روزهای سیاه چقدر شما را از دیگران متمایز می‌کند.
  • دست به Social Mediaها نزنید. موبایل را خاموش یا Do not Disturb در دورترین نقطه از اتاق کار بگذارید (اگر اقتصاد جهان به خاطر یک روز در دسترس نبودنتان در خطر ورشکستگی افتاد، اشکالی ندارد؛ بگذارید هر چند هفته حداقل یکی دو روز روی پای خودشان بایستند! شما کارهای مهم‌تری دارید)
  • وقتی تمام کارها تمام شد و بدون سر سوزنی انرژی به رخت‌خواب رفتید، لذت آرامش بعد از یک روز پربازده و مفید را به دنیا نفروشید ;)

هفته‌ی گذشته فرصتی پیش آمد که با خانواده سفری به اصفهان داشته‌باشیم. در اینستاگرامم صحنه‌های زیبایی از این شهر تأمل‌برانگیز را به خودش دید و در یکی از تصاویر نوشتم که اصفهان فریاد می‌زند که انسان مهم نیست، اثر و impact مهم است. کسی برای «من» از آن سر دنیا نمی‌آید: برای impactای که ایجاد کرده‌ام می‌آیند و پول ورودی می‌دهند.

یکی از مصادیقش هم در همان تصویر بود: رنگ Persian Blue که به عنوان رنگ کاشی‌کاری‌های سنتی ایران می‌شناسند (رنگ‌های Persian Green به عنوان سبز کوزه‌ها و قالی‌های ایران، Persian Red به عنوان قرمز نماهای باستانی و همچنین Persian Pink و Persian Rose، دیگر رنگ‌هایی هستند که پیشوند ایرانی را به همراه دارند).

اصلاً اهل سوغاتی خریدن و یادگاری جمع‌کردن نیستم! اما این گلدانِ میناکاری‌شده را از یکی از مغازه‌های اطراف میدان نقش جهان خریدم و جلوی کتابخانه‌ام گذاشتم تا هر موقع چشمم افتاد، یادم باشد که انسان اهمیتی ندارد.... اگر هم برایش اهمیتی قائل می‌شوند، اثری که از خودش به جا گذاشته‌است که او را لایق اهمیت می‌کند.

 

 

توضیح مختصر این که طبقه‌ی میانی کتابخانه‌ام (که جلوی دست‌ترین طبقه است) را به دو دسته کتاب اختصاص داده‌ام: یکی کتاب‌هایی که زیاد به آن‌ها مراجعه می‌کنم، و دیگری کتاب‌هایی که در حال خوانده‌شدن هستند یا در صفِ مطالعه، از بقیه جلوتر هستند و همین که کتابی تمام شد، جایگزین آن می‌شود (کتاب مذکور هم به طبقه‌ی دیگه‌ای منتقل می‌شه!)

  • ۰ نظر
  • ۲۸ شهریور ۹۶ ، ۲۱:۴۸

مدتی هست فرصت نوشتن در وبلاگ را پیدا نکرده‌ام... (هرچند امیدوارم از چند روز آینده خصوصاً برای بخش انسان، فناوری، سبک زندگی و سلامتی منظم‌تر خواهم نوشت)

اما امروز در رفت و آمد بین کارهایم، خیلی به این جمله‌ی نسیم طالب در کتاب قوی سیاه فکر می‌کردم. گفتم با شما هم در میان بگذارم و حرف‌های شما را هم بخوانم.

 ‌

جا ماندن از قطار،

تنها زمانی رنج‌آور است که به دنبالش بدویم...

  • ۴ نظر
  • ۱۹ شهریور ۹۶ ، ۲۲:۴۳