محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۳ مهر ۹۶، ۱۶:۰۵ - علی
    عالی

سرآغازی بر محفل

دوشنبه ۲۴ اسفند ۹۴

در اولین نوشته‌ی وبلاگ فکر می‌کنم بهتر باشد راجع به این که «اصلاً چرا محفل» بنویسم! عید ۹۴ بود که صفحه‌ی اینستاگرام خودم را باز کردم. صفحه‌ای که مخاطبش دوستانم بودند؛ دوستانی که آن‌ها را دیده‌بودم و در مدرسه و دانشگاه و جاهای دیگر با هم در ارتباط بوده‌ایم. مدتی گذشت و ذات نق‌زننده‌ی من در کنار دغدغه‌ی محتواسازی‌ام نگذاشتند صفحه مثل بچه‌ی آدم بماند و فقط گاهی چند عکس دوستانه در آن به اشتراک بگذارم. برای روزنوشته‌هایم عکس‌های نسبتاً مناسب(حداقل از نظر من مناسب!) پیدا می‌کردم و پایینش شروع می‌کردم به نوشتن! بعد از چندی حس کردم جایی را پیدا کرده‌ام که می‌توانم در آن حرف‌هایم را بزنم اما با گذر زمان چند چیز باعث شد حس کنم اینستاگرام آن قدر ها هم برای هدف من مناسب نیست:

اول این که جنس اینستاگرام، اصولاً جنس عکس‌ها و نوشته‌های گذری‌ست. مخاطب من می‌آید، دو عکس از طبیعت می‌بیند، یک عکس از ناهار یکی از دوستانش که تصمیم‌گرفته آن را به اشتراک بگذارد، خبری می‌بیند از سریال مورد علاقه‌اش، اه لعنتی یک نوشته‌ی طولانی از متین(که گاهی نخوانده لایک می‌کند و رد می‌شود و گاهی می‌خواند و معدودی هم نظرشان را پایینش می‌نویسند)، بعد دوباره یک عکس از طبیعت، تبلیغ مانتو و لباس و همینطور پیش می‌رود.... یادم می‌آید پستی راجع به انتخابات گذاشته‌بودم و عکسش، عکس خودم بود بعد از انتخابات. یکی از دوستانم در دانشگاه گفت متین ببین: صفحه‌ی اینستاگرامش بود که پست اولش عکس یکی از مدل‌های آمریکایی بود، و پایینش من که با کاپشن جلوی یک دیوار نیمه‌خراب عکس گرفته‌بودم!!

تعداد زیادی از دوستانم در اینستاگرام علاقه‌ای به خواندن آن نوشته‌های بلند ندارند و آن عده‌ی دیگر هم احتمالاً آن نوشته را در زمانی می‌بینند که به احتمال زیاد اصلاً زمان مناسبی نیست. پس به نظر می‌رسد وبلاگ جای بهتری برای نوشتن آن مطالب باشد که هم دوستانی که این دست حرف‌ها در حوزه‌ی علاقمندیشان نیست مجبور به دیدنشان نباشند، و هم آن‌هایی که هستند زمانی که خودشان صلاح می‌دانند آن را بخوانند.

مورد بعدی این بود که صفحه‌ی اینستاگرام من صفحه‌ای private بوده و هست؛ چون بیشتر برای به اشتراک گذاشتن مطالب با گروه خاصی از دوستانم است؛ ولی حس می‌کردم این مدل نوشته‌ها مخاطبان بیشتری دارد. مخاطبانی که اگر وبلاگی باشد می‌توانیم بیشتر همدیگر را بشناسیم و از طریق همان وبلاگ بیشتر با هم حرف بزنیم.

اما چیزی که بیشتر از همه‌ی این‌ها برای من اهمیت داشت، به وجود آمدن مخاطب‌های آشنایی بود که در آسایش نوشته‌ها را می‌خوانند، روی آن‌ها فکر می‌کنند، و نظرشان را با بقیه‌ی مخاطبان به اشتراک می‌گذارند. گاهی ممکن است بخش نظرات یک پست بیشتر از خود آن نوشته آموزنده باشد و این چیزی‌ست که بعید بود در اینستاگرام ممکن شود!

البته همچنان برخی از روزنوشته‌هایم را که فکر می‌کنم مناسب اینستاگرام باشد، در آن جا خواهم نوشت اما این محفل است که از این پس بار نوشته‌های من را بر دوش خواهد کشید!

از آنجا که چک کردن تلگرام بسیار آسان‌تر از وبلاگ است، به روز رسانی‌های این وبلاگ از طریق کانال محفل اطلاع‌رسانی خواهند شد.

محفل آغاز شد، برای نوشتن حرف‌هایی که گفتنشان در روزمرگی‌هایمان گم شده.

تا این محفل را پایان کجا باشد....

  • ۹۴/۱۲/۲۴

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی