محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

امروز به بهانه‌ی عصرانه، پیش یکی از دوستانم بودم که قهوه‌هایش را بسیار دوست دارم. مدتی بود که تقریباً هر روز، صبحم را با اسپرسوهایش آغاز می‌کردم (و البته این روزها هم معمولاً اگر به اسپرسو نرسم، صورت دیگری از قهوه کنار دستم هست!).

به یکی دیگر از دوستانم که همراهم بود به شوخی گفت با متین قرار گذاشته‌ایم هر جا مطب زد، من هم کنارش یک کافی‌شاپ بزنم (یک بار به شوخی صحبت کرده‌بودیم).

صحبتش یکی از آرزوهای بلندمدتم را برایم یادآور شد: همیشه دوست داشته و دارم که بعدها جایی برای همکارانم کافی‌شاپی بزنم و تا جای ممکن خودم آن را بگردانم!

 ‌

راستش به عنوان یک اعتقاد شخصی، باور دارم اغلب فعالیت‌های انسان‌ها در اصل برای خوب‌کردن حال یکدیگر بوده‌است. ترجیح می‌دهم «حال خوب» را به بند تشریح و توضیح نکشم که به قول شریعتی «لطافت گل، زیر انگشتانِ تشریح می‌پژمُرَد» اما مطمئنم اکثرمان در موقعیت‌هایی حال خوب را تجربه کرده‌ایم...

من آرامش دو دوست، وقتی بدون دغدغه کنار هم می‌نشینند را حال خوب می‌دانم.

حالِ کسی که بعد از ماه‌ها یا سال‌ها، پاسخ پرسش‌هایش را پیدا می‌کند را حال خوب می‌دانم.

وقتی بعد از یک روزِ گرم و خسته‌کننده کسی به خانه می‌آید و در خنکا، آهنگی آرامش‌بخش گوش می‌کند، حالش را حال خوبی می‌دانم.

خنده‌ای که از ژرفای روح باشد را خنده‌ای از سرِ حال خوب می‌دانم.

و موقعیت‌های بی‌شمار دیگری که مصداق‌های حال خوبند...

 ‌

همیشه گفته‌ام «خوب» و «بد» نسبی‌ست و برای موقعیت‌های مختلف و برای ناظرهای متفاوت، معنای متفاوتی دارد. به قول متمم برای مدل‌ها بیشتر «مفید» و «غیرمفید» معنی دارد (من خیلی جاهای دیگر هم این لفظ را مناسب‌تر از خوب و بد می‌دانم) و البته آنجا هم باید توضیح دهیم مفید برای چه چیزی یا چه کسی و در چه چشم‌اندازی.

اما به هر حال اگر قرار باشد دو کارِ هم‌جنس را با هم مقایسه کنم و متری برای سنجششان نداشته‌باشم، از خودم خواهم پرسید «کدام کار، بیشتر باعث می‌شود حال آدم‌ها خوب شود؟ چه در افق کوتاه‌مدت، چه در افق بلند مدت (هر دو ارزشمندند).»

این که کاری چقدر حال آدم‌ها را خوب کند به نظرم معیار مشترکی است که اکثر رفتارهای انسان‌ها را می‌تواند ارزش‌گذاری کند.

 ‌

موسیقی‌دانی که در خیابان می‌نوازد، پزشکی که درد و رنج را کاهش می‌دهد، مهندسی که با معماری زیبا، روح را می‌نوازد، یا با سازه‌های محکم امنیت به ارمغان می‌آورد، یا با ماشین‌های نو، آسایش می‌بخشد، و به همان اندازه، روان‌شناس و جامعه‌شناس و مدیر و رهبری که فضای اجتماعی را بهبود می‌بخشد، و دانشمندی که در آزمایشگاهش به دنبال علاجی برای بیماری‌هاست، یا در پیِ خوراکی برای صنعت است، یا معلمی که نسلی را تربیت می‌کند که هوای حالِ همدیگر را داشته‌باشند، همه و همه قصد دارند حال آدم‌ها را بهتر کنند.

به نظرم صاحبان کافی‌شاپ هم این اقبال را دارند که حال خوب را به مشتریانشان بفروشند و خودشان هم شاهدِ این حال خوب باشند (خیلی‌ها این اقبال را ندارند که چندصد سال بعد زنده باشند و حال‌هایی که خوب کرده‌اند را ببینند). در مورد فروش هم، در واقع مشتریان، معمولاً، دارند پولی می‌دهند تا پایداریِ آن حال خوب را تضمین کنند تا اگر هفته‌ی بعد هم خواستند، آن مکان و آن آدم‌ها باشند که حالش را خوب کنند.

 ‌

به هر حال اگر بخواهم جلوتر بروم، شاید حتی معیاری برای اندازه‌گیری موفقیت و حتی ارزشمندی تعریف کنم، مبنی بر این که چقدر توانسته‌ام حالِ خوبِ پایدار ایجاد کنم. روی این پایداری اصرار دارم... هر چند معتقدم حداقل در مورد حال خوب، حال خوب لحظه‌ای (مانند هم‌صحبتی با دوستان) به اندازه‌ی حال خوب بلندمدت ارزش دارد، اما به نظرم حالِ خوب کوتاه‌مدت نباید منافیِ حال خوب بلندمدت باشد.

 ‌

خیلی حرف زدم! خلاصه که امیدوارم اگر امروز، یا ده یا صد سال بعد کسی نگاه کرد، بتواند به واسطه‌ی ما (مستقیم یا غیرمستقیم) حال خوب‌تری داشته‌باشد؛ و امیدوارم بتوانیم حال خوبی را در کنار هم داشته‌باشیم :)

  • ۹۶/۰۴/۱۷

نظرات (۱)

خب اگر حال خوب کوتاه مدت منافی حال خوب بلند مدت بلشد چه باید کرد؟ بلند مدت رو انتخاب کرد و شاید سال های بعد نتیجش رو دید یا کوتاه مدت و دیدن نتیجه در همین لحظه؟ البته که میزان حال خوب بودن در آینده رو نمیشود آنچنان تشخیص داد، حال چه باید کرد؟
پاسخ:
سلام
محمدرضا جان این که گفتی میزان حال خوب در آینده رو نمی‌شه آنچنان تشخیص داد رو باهات موافقم. دنیا پیچیده‌تر از اینه که بتونم با اطمینان بگم فلان عملم دو سال دیگه اینقدر واحد حال این افراد رو خوب می‌کنه؛ اما به نظرم به هر حال خیلی اوقات می‌شه تخمین زد که فلان عمل در راستای ایجاد حال خوبه یا نه. مثلاً همونی که داره تلاش می‌کنه درمان برای یه بیماری‌ای پیدا کنه، یا خودش یا همکارانش از نتیجه‌ی دستاورداش استفاده خواهند کرد و احتمالاً بالاخره در آینده (که شاید نشه حدس زد دقیقاً چقدر دیگه) حال عده‌ای آدم به واسطه‌ی اون خوب می‌شه.
راجع به کوتاه‌مدت و بلندمدت هم، معمولاً به شخصه اگر ببینم «امروز اگر بخوام از فلان طریق حال خودم یا عده‌ای رو خوب کنم، پس‌فردا احتمالاً به اون دلیل حال خودم یا عده‌ی دیگه‌ای بد خواهد بود یا احتمالاً انجام‌ندادنِ این کار حالشونو بهتر می‌کنه» سعی می‌کنم انجام ندم.
این که دنیا، دنیای احتمالاته رو درک می‌کنم و شاید همین کاری که به احتمال ۹۰ درصد چند دقیقه دیگه حال تو رو خوب می‌کنه، حالتو بدتر کنه. منتها حداقل تلاش می‌کنم احتمال خوب‌بودن حال خودم و اطرافیانمو ببرم بالا. و بلندمدتو به عنوان یه ترجیح شخصی (که البته برام بیشتر از سلیقه‌ست) به کوتاه‌مدت اولویت بدم (اولویت رو از عمد به کار بردم... یعنی اگر لازم باشه یکیو فدای اون یکی کنم، کوتاه‌مدتو فدای بلندمدت می‌کنم)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی