محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۰ شهریور ۹۶، ۱۷:۴۶ - کرگدن باکیفیت (مقیم دشت های مرکزی آفریقا)
    پس چه کنیم؟

چند روز پیش در پمپ بنزین، شاهد دعوایی در جایگاه روبرویی بودم. ظاهراً راننده‌ای از مسئول جایگاه خواسته‌بود برایش بنزین بزند و چون پمپ بنزین شلوغ بود و او مشغول حساب‌کردن با سایر رانندگان بود، عذخواهی کرده‌بود و ایشان هم اعصابشان خرد شده‌بود...

خب بین دعوا حرف‌های مختلفی رد و بدل می‌شود که گاهی حتی به لحاظ بیولوژیک هم غیرممکن هستند! اما این بین از راننده‌ی عصبانی شنیدم که «من ارباب رجوعم... می‌فهمی یعنی چی؟ یعنی اربابتم. گفتم ....... هم باید بگی چشم»

 ‌

خاطرم هست چند ماه پیش از دفتر چند نفر از مراجع دینی پرسیدم «اگر رسیدن به حق، نیازمندِ دادن رشوه باشد و جز رشوه راهی برای رسیدن به آنچه حق شخص هست نباشد، پرداخت رشوه چه حکمی دارد؟» می‌دانم که دین و قانون حداقل‌ها را مشخص می‌کنند؛ اما دوست داشتم نظر مراجع در مورد این تنگنا را بدانم.

ساختارِ پاسخی که از اکثریتشان گرفتم، فارغ از محتوا برایم ایده‌های جالبی داشت: «اگر تنها راه رسیدن به حق، پرداخت رشوه باشد، پرداخت رشوه به اندازه‌ی احقای حق بلامانع، اما دریافتش حرام است»

پرداخت بلامانع، اما دریافت حرام...

 ‌

مصداق‌های زیادی از این مدل ذهنی به یادم آمد:

اگر من کارمند سخت‌کوشی هستم، حق ندارم انتظار داشته‌باشم از من تقدیر کنند؛ اما به عنوان مدیر، لازم است از کارمند سخت‌کوشم تقدیر کنم.

به عنوان کسی که روزه می‌گیرد، حق ندارم انتظار داشته‌باشم کسی جلوی من چیزی نخورد؛ اما به عنوان کسی که به هر دلیلی روزه نیست، منطقی و انسانی است اگر تا جای ممکن جلوی روزه‌دارن چیزی نخورم یا نیاشامم.

به عنوان دانشجو، منطقی نیست اگر طلبکار باشم که چرا کسی به حرف من توجه نمی‌کند؛ اما به عنوان مسئول دانشگاه، مهم است که به نظر دانشجویان توجه کنم.

و هزاران هزار مصداق دیگر شبیه این...

 ‌

صدها و شاید هزاران موقعیت باشد که حُکم، بستگی به این دارد که چه کسی سؤال می‌پرسد. و تصور کنید چه می‌شود اگر جایگاهمان را اشتباه بگیریم:

کارمندی هستم که از مدیرم شکایت دارم که چرا به من پاداشی نمی‌دهد؛ و مدیری هستم که ناله می‌کنم این کارمندان فقط پاداش می‌خواهند.

شخصی هستم که زمین و زمان را به هم می‌دوزم که چرا فلانی ماه رمضان آب می‌خورد و چرا فلان مغازه باز است و چرا ساندویچی سرویس می‌دهد؛ و یا شخصی هستم که تمام ماه رمضانم به این شکوه و شکایت می‌گذرد که تو به خاطر خودت روزه گرفته‌ای؛ تو چه کار داری که من چیزی می‌خورم یا نه؟

یا دانشجویی می‌شوم که جز زمان امتحانات، باقیِ ساعت حضورم در دانشگاه به اعتراض و احقای حقوق دانشجویی (؟) سپری می‌شود، و مسئولانی که معتقدند دانشجو باید سرش به کار خودش باشد و هر چه می‌خواهند می‌کنند.

 ‌

و معتقدم اگر من کارمند خوبی باشم، بدون این که بخواهم جایِ مدیرم بنشینم، اگر روزه بگیرم بدون این که برای کسانی که روزه نمی‌گیرند حکم صادر کنم، یا دانشجویی باشم به جای حقوق دانشجو به دنبال وظایف دانشجو باشم، احتمالاً دنیای اطرافم جای بهتر و قابل زندگی‌تری خواهد شد.

اگر به جای این که فکر کنم من ارباب رجوع هستم، فکر کنم که به عنوان ارباب رجوع چه وظایفی دارم، احتمالاً مسئول جایگاه هم از سرِ شوق به من سرویس خواهد داد؛ نه از سرِ اجبار برده و اربابی!

(همان طور که به شخصه هر بار وارد جایگاه می‌شوم، با مسئول آنجا می‌گوییم و حین پر کردنِ باک اگر کاری نداشته‌باشد گپ می‌زنیم و آخر هم با لبخند خداحافظی می‌کنیم)

 ‌

فکر می‌کنم اگر اربابی یاد بگیریم، دیگران هم دیر یا زود خواهند دانست که کدام رفتار بهتر است...

  • ۹۶/۰۵/۲۵

نظرات (۴)

  • جنگل های سرسبز آمازون
  • من جنگل‌های سبز آمازون نیستم من جنگل های سرسبز آمازونم
  • جنگل های سرسبز آمازون
  • شما خودت بچه بودی یادم هست تقلب میرسوندی به ملت بهت اعتراض میشد چرا تقلب میرسونی؟ میگفتی تقلب رسوندن گناهی نداره. به گمانم اون موقع هم میگفتی تقلب گرفتن ایراد داره ولی تفلب رسوندن ایرادی نداره
    پاسخ:
    والا جنگل‌های سبز آمازون بیشتر خبر دارند گویا :|
    پستت منو یاد یه قسمت از سریال خانه سبز و دیالوگ زنده یاد خسرو شکیبایی انداخت که با اقتباس از داستان شازده کوچولوی اگزوپری می گفت: رئیس باش، اما ریاست نکن
    عالی...و مثلِ همیشه، متفاوت!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">