محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

خطر کردن با حماقت فرق دارد

پنجشنبه ۲۷ مهر ۹۶

چند روز پیش یکی از اقوام نظرم را در مورد برنامه‌ی اقتصادی‌ای که داشت می‌پرسید...

می‌گفت «ماشینم را می‌فروشم، وامِ ۸۰ میلیونیِ "خانه‌اولی‌ها" را می‌گیرم، فلان بانک هم پدرم ضامن می‌شود و از آنجا هم وام می‌گیرم، از فلان جا هم ۲۰ میلیون تومن قرض می‌گیرم و با وام‌گرفتن از اداره، پرداختش می‌کنم، فلان قدر برای خریدن آن خانه کم دارم: خانه را می‌خرم و آن را رهن می‌دهم؛ پول رهن، ما به التفاوتی که گفتم را پر می‌کند.... نظرت چیست؟»

 ‌

برایش حساب کردم که با بازپرداخت‌هایی که گفتی، اگر رشد درآمد متوسط فلان قدر را برای خودت در نظر بگیری (کمی بیشتر از عرفِ اداره‌تان و نه خیلی بیشتر) حدود ۷ تا ۸ سال درآمدت را باید تمام و کمال خرج اقساطت کنی!

به این فکر کن که حدود ۸ سال باید این درآمد را به عنوانِ کف درآمدت حفظ کنی. اگر محل کارت مسئله‌ای پیش آمد، از پیش قدرت چانه‌زنی‌ات را کم کرده‌ای.... محدودیت‌هایی را تا ۸ سال برای خودت می‌گذاری، تا بعد از آن، خانه‌ای برای تو بشود که آن زمان ۱۰ سال ساخت است.

گفت خب من که مجردم و این مدت هم به این درآمد احتیاجی ندارم.... فعلاً هم خبری از چانه‌زنی و تعدیل نیرو نیست.

فکر کردم که اگر به این پول احتیاج داشتی یا حقوقت پیوسته نبود که اسم این کارت خطر کردن نبود، حماقت بود!

 ‌

به نظرم گاهی بعضی مفاهیم را اشتباه می‌گیریم.... این که در مسیری که دیده‌ایم، ابهاماتی وجود داشته‌باشد، مسیرمان را در گذار خطر قرار داده‌ایم. احتمال بروز خطر حتی در دنیای محضِ ریاضیات هم به تنهایی معیار مناسب و کافی‌ای نیست.

این که یک دور رولت روسی فقط ۱۴ درصد خطر دارد، هیچ آدم معقولی را به بی‌خطر بودنِ این بازی ترغیب نمی‌کند!

خطر می‌تواند ضعیف و قوی شود؛ اما اگر در مسیری، از الآن مانعی را می‌بینیم و با این وجود قدم در راهش می‌گذاریم، نمی‌شود نامش را خطرپذیری گذاشت. اینجا حماقت لفظ بامسماتری‌ست.

 ‌

خطر یا مانع، دو لفظ با معنای متفاوت هستند که گاهی خوش‌خیالانه آن‌ها را یکی می‌بینیم. و باز خوش‌خیالانه‌تر، به امید ۸۶ درصد حالاتِ بی‌خطر، تن به انواع رولت‌های روسی می‌سپاریم.

معتقدم وجود خطر، یا حتی مانع، لزوماً به معنای انجام‌ندادنِ کار نیست. شاید حسینی باشد که قدم در راه کربلایی بگذارد، برای ارزش‌هایی دیگر. اینجا آن حساب کوتاه‌بینانه‌ی بعضی‌ها نیست که می‌گویند "چرا برای کربلا گریه می‌کنید؟ خب معلوم است ۳۰ هزار از ۷۲ کوچک‌تر است". (چیزی که عاشورای امسال در موردش در اینستاگرامم نوشتم) گاهی به بعضی چیزها تن می‌دهیم برای ارزشی والاتر...

اما باید واقع‌بینانه به سناریوها نگاه کرد. اگر تن‌دادن به خطری هم هست، یا به ظاهر به استقبالِ شکستن‌رفتنی هم هست، نباید خوش‌بینانه باشد؛ خطرها و موانع (که دو چیز متفاوت هستند) را باید در نظر گرفت. احتمالشان را بررسی کرد (هر چند بعید است احتمالات دقیقی قابل اندازه‌گیری باشند).

شاید بشود خطرات را تقویت یا تضعیف کرد؛ اما در نظر نگرفتنشان صرفاً مقابله با آن‌ها را سخت‌تر می‌کند.

  • ۹۶/۰۷/۲۷

نظرات (۱)

  • علی رسولی
  • متین عزیز درست یادم نیست کجا خواندم که بزرگترین ریسک، ریسک نکردن است. گفتگویی که با دوستت داشتی یک مثال عالی برای این اصل است.
    من گاهی اوقات از پیش نویس هایی که ذهن هایمان است تعجب می کنم. مثلا همه سعیمان را می کنیم که خانه یا ماشین داشته باشیم یا ازدواج کنیم و بچه دار شویم. انگار که هدف نهایی زندگی مان است و هیچوقت هیچوقت از خودمان نمی پرسیم که چه کسی گفته که باید...
    اصلا من که شغلم در یک محل ثابت نیست، بهتره که اجاره نشین باشم تا راحت تر جابجا شوم. من که مسیر هر روزه ام به محل کار در مسیر تاکسی ها قرار دارد و هر روز یک ماشین سوار میشوم بدون اینکه نگران تصادف کردن و هزینه های تعمیر و نگهداری ماشین باشم، چرا باید کلی هزینه کنم و یک ماشین با هزاران هزینه جانبی بخرم.
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی