محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

این روزها در مورد مکاتب یا شیوه‌های درمانی‌ای متفاوت از شیوه‌های متداول زیاد می‌شنویم...

طب سنتی / طب گیاهی / هومیوپاتی / ماساژ درمانی / طب اسلامی / مغناطیس درمانی / طب سوزنی و بسیاری اسامی دیگر.

وجه اشتراک این روش‌ها و مکاتب، بنیان و روش‌های درمانی متفاوت از طب متداول است (طب متداول را همان چیزی تعریف می‌کنیم که در اکثر مراکز بهداشتی-درمانی می‌بینیم).

وجه اشتراک دیگر این مکاتب این است که بر پایه‌ای، جز روش علمی هستند.

هومیوپاتی بر این اساس است که اولاً هر چیزی که علامتی را ایجاد کند، می‌تواند آن علامت را درمان کند؛ و ثانیاً محلولی که بسیار رقیق شود، خاطره ای از ماده‌ی اولیه را در خود نگاه می‌دارد؛ مغناطیس درمانی بر پایه‌ی تنظیم بارهای الکتریکی و مغناطیسی بدن است؛ طب سوزنی بر پایه‌ی پاک‌کردن موانعِ جریان مایع حیات در کانال‌های بدن است؛ و...

 ‌

شاید اولین محل بحث، نام‌گذاری این دسته باشد. این شیوه‌های درمانی را بعضی‌ها ترجیح می‌دهند طب جایگزین (Alternative Medicine) بنامند. متدهای درمانی‌ای جایگزینِ متدهای مرسوم. بعضی دیگر این دسته را طب مکمل (Complementary Medicine) می‌شناسند. طبی که روش‌های طب مرسوم را تکمیل می‌کنند.

این تفکرِ "کنار هم یا مقابل هم" در هر دو گروه از متخصصان (طب مرسوم و طب مکمل) دیده می‌شود: بسیاری از مشغولین به چیزی که طب جایگزین می‌دانند، واکسن و واکسیناسیون را رفتاری مضر می‌دانند. (بدون توجه به ریشه‌کنیِ آبله، کاهش بسیار چشم‌گیر سل، فلج اطفال (که مراحلِ تأییدِ ریشه‌کنی در ایران را می‌گذراند)، سرخک و سرخجه‌ی کشنده، سیاه‌سرفه و.....)

از آن طرف بسیاری از پزشکان مشغول به طب مرسوم نیز ماساژ، جوشانده‌های گیاهی و... را به کلی برای هر چیزی بی‌اثر یا مضر می‌دانند.

به شخصه ترجیح می‌دهم این روش‌ها را مکمل بدانم... درمان‌های مؤثرِ خارج از طب مرسوم، فرایند درمان را تکمیل می‌کنند. گاهی به دلیل تقویت آن‌ها (مثل بخور، حین درمان آنفلوآنزا) یا گاهی به این دلیل که مورد خفیفی پیش آمده و قابل حل است (مثل نوشیدنِ چای گل گاوزبان به جای قرص پروپرانولول برای یک مورد استرس یا فشار خون نسبتاً بالا)

 ‌

مورد بعدی تقابل سنت و مدرن است... طب مرسوم بر پایه‌ی چندین مرحله مطالعات علمی شکل گرفته. گاهی میلیاردها دلار هزینه‌ی بررسی یک داروی جدید می‌شود. در حالی که برای مثال هومیوپاتی از محلول‌هایی با چنان رقتی استفاده می‌کنند که بعید است حتی یک مولکول ماده‌ی مؤثره در محلول نهایی وجود داشته‌باشد. این بخشی از استدلال است که شاید آنچنان به درد پزشکی هم نخورد. زمانی برای درمان بیماری اسکوروی (که در ملوانان زیاد دیده‌می‌شد)، خوردن لیمو ترش پیشنهاد شد. می‌توان تصور کرد که برای چنین بیماری هولناکی لیمو خوردن، بی‌شباهت به درمان‌های طب مکمل امروز نبود. اما آن زمان این تجویز بر پایه‌ی مطالعات آماری گسترده‌ای مورد تأیید واقع شد.

امروز می‌دانیم اسکوروی به دلیل کمبود ویتامین C رخ می‌دهد و خوردن لیموترش ویتامین مذکور را تأمین می‌کند.

بسیاری از (اما نه همه‌ی) درمان‌های مکمل، ریشه در باورهای قدیم دارند. اما نکته اینجاست که طب مرسوم هم از همانجا آمده. گیاه انگشتانه، مدت‌ها برای بیماران نارسایی قلبی استفاده می‌شد: امروز ماده‌ی مؤثره‌ی همان گیاه به نام داروی دیژیتال در دوزهای کنترل‌شده عرضه می‌شود (مواردی هست که دیده‌اند گیاه از ماده‌ی مؤثره‌ی خالص مفیدتر است؛ احتمالاً به دلیل اثر مواد دیگری در گیاه)

طب مرسوم سعی کرده باورهای سنتی را بررسی کرده، دقیق یا اصلاح کند (مواردی بوده که پزشکان، خود روش‌های درمانی ابداعیشان را رد کرده‌اند چون در آزمایش‌هایشان از آن‌ها جواب نگرفته‌اند)

در مواردی طب مکمل هم از مکانیسم‌هایی که هنوز نمی‌دانیم (و شاید بعداً به اندازه‌ی لیموترش در اسکوروی برایمان بدیهی شود) دیده شده که مفید واقع می‌شود. برای مثال ماساژ درمانی در مواردی که مشکلات مربوط به تنش‌های فکری است (در مورد این که آیا از درمان‌های مرسوم مؤثرتر هست یا خیر، یا نسبت هزینه به منفعتشان چطور است، هم بحث‌های دیگری وجود دارد)

اما با کمال احترام نسبت به جناب ابوعلی سینا، ایشان اگر امروز زندگی می‌کردند، بعید می‌دانم تمام نوشته‌های قدیمشان را قبول می‌داشتند؛ هر چند بسیاری از اهالیِ طب سنتی/طب گیاهی طوری به "شیخ الرئیس" ارجاع می‌دهند که گویی آخرین مقاله‌ی علمی منتشر شده را می‌خوانند.

 ‌

صحبت در مورد طب مکمل بسیار است. در مواردی (و نه لزوماً همیشه) عوارض جانبی کمتری به همراه دارند. از طرف دیگر دو چیز، طب‌های بی‌فایده را خطرناک می‌کند:

یک. بعضی‌ها با تکیه بر روش درمانیِ بی‌فایده‌ای، درمان مرسومشان را رها می‌کنند و موارد بسیار زیادی گزارش شده از اشخاصی که بیماری تحت کنترلی داشته‌اند و به دلیل رها کردن درمانشان به امید درمانی بی‌فایده، بیماری از پایشان در آورده. و یا ادعاهای بعضی از درمانگران در مورد واکسیناسیون...

دو. گاهی مواد درمانیِ غیر مرسوم، برای اثربخش بودن مقداری داروی مرسوم را به عنوان ناخالصی با خودش مخلوط می‌کند. برای مثال موارد مختلفی گزارش شده که "آبِ مغناطیسی‌شده" که ادعا می‌شود با تنظیم میدان‌های بدن، درد را کم می‌کند، ترکیبات مسکن را به عنوان ناخالصی همراه دارد. این وقتی خطرناک می‌شود که شما ندانید داروی خاصی را دریافت می‌کنید و این با داروهای دیگر، بیماری‌های دیگر، و یا با بارداری تداخل ایجاد کند.

 ‌

بحث در مورد طب مکمل بسیار گسترده است و بعید می‌دانم در مورد تک‌تکشان اینجا به تفصیل بنویسم. اما برای جمع‌بندی چند مورد را یادآور می‌شوم:

* طب مرسوم، فرایندهای علمی سخت‌گیرانه و طولانی‌مدتی را طی کرده. مهارت/دانش داشتن یا نداشتن پزشکان، نمی‌تواند معیاری برای مفید بودن یا نبودن یک روش درمانی باشد.

* به روش‌های درمانی دیگر، از نظر من باید به چشم طب مکمل (و نه جایگزین) نگاه کرد. به عنوان یک همراه، در موارد بسیار زیادی هیچ منفعتی دیده‌نشده (مگر در حد دارونما یا Placebo). در دیگر موارد، منافع را در مورد شدت بیماری، عوارض جانبی، هزینه و... باید بررسی کرد.

* رها کردن طب مرسوم و تکیه‌ی صرف به طب جایگزین خطای سنگینی است.

  • ۹۶/۰۸/۰۲

نظرات (۲)

  • نجمه عزیزی
  • ممنون متین جان از پاسخ مفصلت! راستش پروتکل مبتلایان یه کمی با طبیبان فرق میکنه. شما به عنوان یه دانشجوی پزشکی به علمت فکر میکنی اما من به روزهای و ساعتها و دقیقه های زیادی که با تدابیر پیشگیرانه و مراقبتی و درمانهای ملایم طب سنتی صرفه جویی کردم و آن را در انتظار نوبت پزشکان هدر نمیدهم.
    و نمونه گرفتاریهایی که با این تدابیر حل شد یا بسیار بهبود یافت (در مورد خودم):
    چیزی که تنیس البو تشخیص داده شده بود.
    چشم درد
    گوش درد
    زکام
    گلو درد
    دردهای استخوانی
    اختلالات خواب

    و برای نزدیکانم با تجویز و مراقبت تخصصی طبیب سنتی:
    کمردرد شدید
    عاصم مزمن
    سردردهای میگرنی
    و...

    امیدوارم در حرفه خود موفق و شکوفا باشی پزشک جوان!
    ***
    راستش بعضی از دیدگاههای سیاسی و سیاسی بازیهای بزرگان طب سنتی خیلی روی اعصاب منه ولی شیوه درمانی کل نگرشان را قبول دارم و جزئ نگری و درمان علامتی طب مدرن برایم ناخوشایند است.
  • نجمه عزیزی
  • سلام و اوقاتت خوش برادر جان! بر پایه تجربیاتتان اینها را نوشتید یا بیان احساس کردید؟
    نوشته اید:
    * رها کردن طب مرسوم و تکیه‌ی صرف به طب جایگزین خطای سنگینی است.

    من این خطای سنگین را تا حدود زیادی عملا تجربه کرده ام و پشیمان نیستم. پیروز باشید

    پاسخ:
    سلام خانم عزیزی گرامی...
    بیشتر بر پایه‌ی مطالعاتم و پای صحبت میانه‌روهای دو مکتب نشستن گفتم.
     ‌
    بیشتر قصد داشتم این متنی عمومی باشه؛ جسته و گریخته بین کارهایم در حال نوشتن متنی نسبتاً تخصصی‌تر برای دوستانم هستم که با من تحصیل طب می‌کنند. با متدهای مختلف طب مکمل و طب جایگزین بیگانه نیستم. در کنار مطالعات عمومی‌ای که در موردشان دارم، دو مطالعه‌ی تخصصی در مورد هومیوپاتی و طب گیاهی در حال انجام دارم که مقالات مربوط به یکی، در آینده‌ای نه چندان دور منتشر خواهند شد و دیگری هنوز در فازهای اول پروژه است.
     ‌
    کاش در مورد این که چطور تجربه‌ای کردید بیشتر می‌نوشتید؛ بعضی از دلایلی که جایگزینی کامل روشی با روش متداول رو اشتباه می‌دونم از این قرار هستن:
     ‌
    ** طب مرسوم مسیری طولانی از آزمایشات دو یا سه‌سو کور (Double/Triple Blind) با کنترل‌های مختلف، از جمله دارونما (Placebo Controlled Studies) رو پشت سر گذاشته. هر متد درمانی‌ای زمانی متدی جدید بوده؛ اما در پزشکی "اثر دارد یا نه" یک سؤال است، و "چرا اثر دارد" سؤال دیگری‌ست. پیدا نکردن جواب پرسش دوم باعث نفیِ پاسخ مثبت سؤال اول نمی‌شود. جز این بود هرگز پزشکان دست به طراحیِ شبه‌سوزن‌هایی نمی‌زدند که به عنوان دارونما مورد استفاده جهت تستِ طب سوزنی قرار گیرند.
    (به طور خلاصه، دارونما مقوله‌ای‌ست که امروزه اثراتش مورد قبول عام قرار گرفته. این که شما حس کنید تحت درمان هستید هم به نوبه‌ی خود مؤثر است. به عنوان نمونه‌ای که قبلاً اینجا نوشته‌ام، دن اریلی در کتابش در این مورد صحبت کرده که چرا آسپرین ۱۰۰۰ تومانی بیشتر از آسپرین ۱۰۰ تومانی درد را کاهش می‌دهد. در بررسی اثرات درمانی، بسیار به این موضوع توجه می‌شود که به یک گروه چیزی ندهید (گروه کنترل) به گروهی درمان بدهید، و به گروهی چیزی شبیه به دارو بدهید (مثلاً به جای محلول هومیوپاتی، آب خالص بدهید). درمان مؤثر باید اثری قوی‌تر از دارونما داشته‌باشد.)
    موارد درمانی بی‌شماری بوده‌اند که پزشکی تصادفی کشف کرده، در یکی دو مورد هم اثرش را دیده، بعداً خود آن را درمانی بی‌اثر عنوان کرده چرا که در مطالعاتش به بی‌اثریِ آن پی برده.
    بررسی مطالعات انجام‌شده روی اکثریت درمان‌های غیرمرسوم نقائص مهمی در روش داشته‌اند. به طور خاص در کنترل‌نکردنِ اثر دارونما. در مطالعاتی که کیفیت بالایی دارند، غالباً یا درمان مذکور بی‌اثر بوده، یا اثری به اندازه‌ی دارونما (و نه بیشتر) نشان داده.
     ‌
    ** مورد دیگر در خصوص رها کردن درمانی است که پاسخ داده. فرض کنید امروز بنا به صحبت درمان‌گرانِ غیرمرسوم، واکسیناسیون را رها کنیم. در حالی که درمان مکمل/جایگزین مورد اعتماد و اثربخشی برای سل پیدا نشده، رها کردن واکسیناسیون سل چه فجایعی بر جای می‌گذارد؟
    درباره‌ی کسانی که به جای دریافت IVIg جهت خنثی‌کردن سم، از جوشانده‌ی گیاهیِ بی‌اثر استفاده کرده‌اند و جانشان را از دست داده‌اند چطور؟

    ** بحث دیگر کنترل‌نشده بودن است. خصوصاً در سالمندان (در ایران و خارج از ایران)، به عنوان کسانی که معمولاً بیشتر از سایرین به این درمان‌ها روی می‌آورند، موارد بسیار زیادی از Over-Dose، یا تداخل با سایر داروها گزارش شده.
    مقدار ماده‌ی مؤثر این برگِ گیاه با برگِ دیگرِ این گیاه یکسان نیست. این برای مثال در مورد گیاه انگشتانه (یا فرم مدرنش، داروی دیژیتال) اهمیت بسیار ویژه‌ای دارد که غلظتِ خونیِ ۱ تا ۲ نانوگرم در دسی‌لیتر از آن مؤثر است؛ کمتر از آن بی‌اثر بوده و بیشتر از ۲.۵ نانوگرمش اثرات سمی و گاه کشنده دارد.
    به شخصه هفته به هفته ایمیل‌های مختلفی از FDA دریافت می‌کنم که تذکرها، اخطارها، تأییدها، شروط و قیدهای تازه‌ای اعلام می‌کند. بعضی از این‌ها کمک به اثربخش‌تر شدن هستند، برخی محدود کننده، و برخی کاهش‌دهنده‌ی محدودیت.

    ** مورد دیگر آلودگی‌ها هستند. موارد بسیار زیادی از وجود مواد داروییِ متداول در عرقیجات، داروهای هومیوپاتی، یا آب‌های مغناطیسی گزارش شده. قطعاً همه اینطور نیستند اما وجود این آلودگی‌ها خود خطرساز هستند (آلودگی را از این جهت می‌گویم که چیزی هست که قرار نبود باشد.)

    و یک نکته‌ی پایانی و مهم:
    با کمال احترام، در پروتکل‌های درمانی و امنیتی درمان‌ها، نه تنها تجربه‌ی شخصی اهمیتی ندارد، بلکه حتی آزمایش بر روی ۱۰۰۰ نفر انسان نیز کافی نیست. آنچه امروزه در سایت‌هایی مانند Drugs.com می‌بینید، حاصل فازهای مختلف Clinical Trial هستند که اثرات گسترده، در افق زمانی بسیار زیاد، روی جامعه‌ی آماریِ چند میلیونی را بررسی می‌کند.
    و البته بسیاری از درمان‌ها و داروها نیز به دلیل رد صلاحیت شدن در این فرایندها، حتی اسمشان هم به گوشمان نخورده.

    به قول نسیم طالب، شاید کسی دو بار از رولت روسی جان به در ببرد؛ اما این شخص هیچ‌گاه گواه خوبی نیست که "رولت روسی بی‌خطر است" :)
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی