محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

داشتم به مردن فکر می‌کردم.

نه لزوماً به مردن یک انسان؛ نه لزوماً مردنِ یک مجموعه، یا یک سازمان، یا یک انجمن، یا یک رابطه... داشتم به خود مردن فکر می‌کردم.

داشتم فکر می‌کردم ما (بخوانید ما به عنوان یک انسان، به عنوان یک سازمان یا...) سخت می‌میریم. اصولاً سیستم‌ها، و چیزهایی که در تعریف سیستم بگنجد، سخت می‌میرند.

فرض کنید برای یک سیستم، شاخصی تعریف کنیم به نام «شاخص سلامتی». شاخصی که ۱۰۰ در آن به معنای اوج سلامتی و تندرستی باشد (و شاید چنین شاخصی اصلاً سقف نداشته‌باشد) و صفر در آن به معنای مرگ مطلق آن سیستم. (می‌دانم حداقل برای انسان‌ها، مرگ تعریف یکسانی ندارد و حتی کسی که ایست قلبی کرده هم تا چندین دقیقه می‌تواند صداهای اطرافش را بشنود و عرفا گاهی مرگ را عین حیات می‌دانند؛ اما فرقی نمی‌کند. با هر تعریفی که راحت هستید، اینجا همان را مرگ مطلق در نظر بگیرید)

داشتم فکر می‌کردم برای یک سیستمِ در حال احتضار، شاخص سلامتی ۰.۰۰۵ با ۰.۰۰۱ آنچنان فرقی ندارد... حتی ۰.۰۰۱ با ۰.۰۰۰۰۰۱ هم تفاوت زیادی ندارد. اما وقتی این شاخص برابر صفر شد، داستان فرق می‌کند.

شاخص سلامتی انسان وقتی صفر می‌شود ناگهان تیم درمان بالای سر شخص می‌ریزد. همان پرستارانی که چندین روز است چند ساعت یک بار ضربان قلب و فشار خون بیمار را در پرونده‌اش ثبت می‌کنند، سراسیمه می‌دوند و پزشکان دوان‌دوان بالای سر شخص می‌آیند. شوک می‌دهند و هزار هزار ماده تزریق می‌کنند تا شاخص سلامتش از صفر بیشتر شود.

شاخص سلامتی یک شرکت وقتی صفر می‌شود، ناگهان نهادهای حمایتی از راه می‌رسند و به ضرب و زور انواع وام‌ها و پول‌های تزریقی سعی می‌کنند شرکت را زنده کنند. طلبکارانی که تا دیروز درب شرکت را از پاشنه در آورده‌بودند به قسط‌بندی مطالباتشان راضی می‌شوند و برخی از قسمتی از مطالباتشان چشم‌پوشی می‌کنند تا روحی تازه دمیده‌شود.

شاخص سلامتی یک انجمن که صفر می‌شود، شاخص سلامتی یک کارخانه، یا حتی شاخص سلامتی یک رابطه....

داشتم فکر می‌کردم چرا اینطور می‌شود؛ با وجود این که ۰.۰۰۵ فاصله‌ی بیشتری از ۰.۰۰۱ دارد تا ۰.۰۰۱ با صفر.

 

داشتم فکر می‌کردم شاید این خاص‌بودنِ صفر، به خاطر نمودِ بیرونیِ آن باشد. وقتی شاخص سلامتیِ انسان صفر می‌شود، خط روی دستگاه صاف می‌شود و سوت ممتد می‌کشد. وقتی شاخص سلامتیِ یک مجموعه صفر می‌شود، چراغ دفترشان خاموش می‌شود و درب آن بسته. شاید حق داشته‌باشیم... حرکت از شاخص سلامتی ۱۰ تا ۰.۰۰۱ خیلی کم‌سر و صداتر از تبدیل ۰.۰۰۱ به صفر است.

انجمن‌ها و کانون‌های مختلفی را دیده‌ام که رو به موت بوده‌اند و عاقبت هم مرده‌اند؛ اما احتضارشان بیشتر از چیزی که انتظار داشتم طول کشید... دو سه سال بیشتر از آنچه تصور می‌کردم در حال احتضار ماندند.

داشتم فکر می‌کردم چقدر خوب می‌شد اگر در هر سیستمی (از سیستم بدنمان گرفته، تا سیستم‌های اجتماعی و انجمن‌ها و کانون‌ها و کسب و کارها و حتی شاید رابطه‌ها) شاخصی به نام شاخص سلامتی تعریف می‌شد؛ شاخصی که میزان سلامتی جنبه‌های مختلف آن سیستم را نشان دهد. و چقدر خوب می‌شد اگر هر از گاهی این شاخص را بررسی می‌کردیم. آن نیروی عظیمی که می‌تواند سیستمی که باید امروز بمیرد را دو سه سال زنده نگه‌دارد، اگر زمانی که شاخص سلامتی حدود ۱۰ بود وارد می‌شد، شاید می‌توانست طی دو سه سال نه تنها جلوی مرگ را بگیرد، بلکه سیستم را بهبود ببخشد.

 

داشتم فکر می‌کردم به جای این که بگذاریم شاخص سلامتی صفر شود و چیزها بوق و صدا دهند که «ما مردیم»، اگر حدِ حساسیتمان بالاتر می‌رفت و خودمان وقتی شاخص سلامتیمان افت می‌کرد بوق می‌زدیم که «ما داریم می‌میریم» چقدر اتفاقات بهتری می‌افتاد و سیستم‌هایمان سالم‌تر می‌ماندند...

  • ۹۶/۱۱/۰۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی