محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

خیلی از ما سرگذشت نظریات باستانی راجع به وضعیت زمین در جهان را شنیده‌ایم. در روزگاران قدیم اعتقاد بر این بود که زمین، مرکز کائنات است و دیگر سیارات و اجرام آسمانی در مدارهایی دایره‌ای به دور زمین می‌چرخند. افراد سرشناس زیادی در رابطه با این نظریه بحث‌ها کرده‌بودند و نظرات تکمیلی و اصلاحی زیادی دادند؛ از جمله معروف‌ترین نظریات زمین-مرکزی را بطبمیوس ارائه‌داده‌بود. او که در تلاش برای توجیح مشاهدات نجومی بر آمده‌بود، سیستمی را ارائه‌داد که به مدل بطلمیوسی معروف است. 

مدل کیهان بطلمیوسی

پس از او کم‌کم دانشمندان به این مسئله شک کردند که چرا باید زمین مرکز جهان باشد؟ بعضی از مغایرت‌های مدل بطلمیوسی با مشاهدات را می‌شد توجیح کرد؛ مثلاً استفاده از «جفت طوسی» که ابداع مفهوم آن منسوب به خواجه نصیر‌الدین طوسی‌ست از جمله مفاهیمی بود که به کمک این مدل آمد. اما سؤال بنیادین این بود که «چرا زمین؟» چرا ما باید مرکز جهان باشیم؟ و در این مسیر بحث‌های زیادی در گرفت که کوپرنیک را اولین کسی می‌دانند که در پا در راه کنار زدن مدل زمین-مرکزی گذاشت. همچنان مخالفت‌ها ادامه داشت و توبه‌نامه‌های زیادی به خاطر فکر کردن به مرکزی نبودن زمین خوانده‌شد تا کپلر با مدل‌سازی‌ها و مشاهداتش توانست قطعاً مدل بطلمیوس را از تاج و تخت ساقط کند! او اجزای جهان را در حال انجام حرکت‌های بیضوی(و نه کروی) حول خورشید دانست و گفت زمین تنها یکی از چندین جرمی‌ست که به دور خورشید می‌گردد. امروزه حتی می‌دانیم که خورشید هم مرکز جهان نیست! هر چه بیشتر در علم نجوم به تعالی رسیدیم، بیشتر به این واقعیت پی بردیم که زمین واقعاً هیچ نقطه‌ی خاصی از جهان نیست! در تصویری که ناسا از وویجر ۱ منتشر کرد(لیتک اصلی) زمین زیبای ما که زمانی مرکز جهان قلمداد می‌شد، چیزی جز این نقطه‌ی آبی رنگ‌پریده نیست:

زمین، نقطه‌ای به رنگ آبی رنگ‌پریده!

وقت‌هایی که در وسایل نقلیه‌ی عمومی می‌نشینم و حس می‌کنم صدای آهنگ نفر کناردستی‌ام که هندزفری گذاشته را بهتر از خودش می‌شنوم، یاد فلسفه‌ی هندزفری می‌افتم! هندزفری برای گوش‌دادن به آهنگ ابداع شد، چون دلیلی ندارد شخصی که کنار من نشسته، از آهنگی که من گوش می‌کنم خوشش بیاید. ممکن است الآن به لحاظ روحی در شرایطی نباشد که این موسیقی را دوست بدارد(شرایط مثبت یا منفی، در این مورد فرقی ندارد) ممکن است سلیقه‌اش به من نخورد و هزاران «ممکن است» دیگر...

 

راستش، مدت زیادی‌ست که فکر می‌کنم ما هنوز در تفکرات بطلمیوسی مانده‌ایم! زمانی که خیلی راحت به یک اتفاق، حرف، رفتار، پوشش یا طرز فکر برچسب «خوب» یا «بد» می‌زنیم، خیلی وقت‌ها زمانی‌ست که فکر می‌کنیم «من در مرکز جهان هستم؛ فکر من درست است؛ و این که مخالف فکر من است «بد» است یا این یکی چون موافق فکر من است «خوب» است. همین جا فکر می‌کنم لازم باشد موضع خودم را راجع به مسئله‌ای بیان کنم: من به هیچ عنوان با گزاره‌ی «نظر همه درست و محترم است» میانه‌ای ندارم! فکر می‌کنم «نظر همه قابل شنیدن و بررسی‌کردن است» گزاره‌ی منطقی‌تر و معنی‌دارتری باشد!!

اصولاً در رانندگی زمانی که یک موردی خارج از انتظار پیش‌می‌آید، آن یکی راننده مثل گاو رانندگی کرده(و نکته اینجاست که آن دیگری هم همین فکر را راجع به ما می‌کند :) ) زمانی که با مدیر یا کارمندمان به مشکلی بر می‌خوریم، آن یکی نمی‌فهمد یا خیلی محترمانه‌تر، شرایط را درک نمی‌کند. وقتی در تاکسی هستیم..... وقتی در کلاس درس هستیم..... وقتی در حال تصمیم‌گرفتن برای شروع، ادامه یا قطع یک رابطه هستیم..... نمی‌گویم همه درست می‌گویند. نمی‌شود هم آن کسی که جهان را تهی از ارزش می‌داند و بعد از آن را نیستی می‌بیند درست بگوید هم آن کسی که زندگی را گوهر ارزشمند انسان می‌پندارد! آن کسانی که همه کس و همه چیز را خوب و درست می‌بینند، یا افرادی هستند که می‌خواهند افرادی مهربان به نظر بیایند و محبوبیت عام پیدا کنند، یا روشن‌فکرنماهایی هستند که امیدوارم زمانی بتوانم راجع به آن‌ها بنویسم!

چیزی که می‌خواهم بگویم این است که در مدل ذهنی زمین-مرکزی که احتمالاً از خودمحور بودن‌مان سرچشمه گرفته، «من» معیار درست و غلط‌ها هستم و اگر هم گوش می‌دهم، به این دلیل است که می‌خواهم شخص را از سر باز کنم یا حوصله‌ی به رخ‌کشیدن قدرت استبدادم را ندارم. ولی اگر مانند آن منجم‌ها به تعالی مدل ذهنی‌مان فکر کنیم، من احتمالاً خوبم، تو هم ممکن است خوب باشی! نه من آن نقطه‌ی مرکزی جهان هستم، نه کسی که همیشه بد می‌گوید؛ تو هم نه همیشه‌محکومی هستی که یا باید تو را از سر باز کنم یا تحقیرت کنم، نه آنی هستی که همیشه باید به من حکم‌فرمایی کنی. در این مدل ذهنی، همه‌ی حرف‌ها را می‌شود شنید، راجع بهشان حداقل به اندازه‌ی لحظه‌ای فکر کرد، و بعد تصمیم گرفت که طبق نظر خودم عمل کنم، نظر او، یا نظری متفاوت از این دو نظر....

 

راستی آخرش هم یک مورد باقی ماند: مطمئنید زمین در مرکز جهان نیست؟؟

نظرات (۱)

  • فومن ویلا - متین پور
  • سلام
    راستش من کلمه وویجر رو جستجو کردم که خبری از این مسافر خاطره انگیزی بگیرم که از دوران کودکی ام پرواز کرده و همچنان می پیماید این فضای بی کران را! رسیدم به وبلاگ شما. خواستم بگم واقعا خوشحالم از این بابت. که همین کلمه کلیدی منو به وبلاگ شما رسوند. واقعا جالب تشریح کردین. و اصلا فکر نمیکردم ابتدای مقاله که یک متن کاملا علمی و نجومی باشد به اینجا ختم شود. نیاز داشتم به این موارد . خیلی کمکم کرد
    من جابر هستم. از مرکز خدمات گردشگری فومن ویلا. آدرس سایتم http://foumanvilla.com هست. میتونم یک شب اقامت رایگان بدم به شما و خانواده محترم در یکی از ویلاهای زیبای شمال کشور . فقط به خاطر این نوشته زیبای شما . با من تماس بگیرید
    پاسخ:
    با تشکر از لطف شما.
    امیدوارم نوشته‌های این وبلاگ مجالی بشه برای فکر کردن راجع به برخی مسائل؛ در محفلی دوستانه!
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی