محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

هزینه‌ی راه رفتن

پنجشنبه ۱۲ فروردين ۹۵

اولین مراحل زندگیمان، زمانی که می‌خواستیم راه‌رفتن بیاموزیم را یادمان باشد... آن موقع، هزاران بار تلاش می‌کردیم و با تاتی‌تاتی‌های پدر و مادر کم‌کم مهارتمان در راه‌رفتن زیاد شد. چندین بار به صورت به زمین خوردیم؛ به کرّات سکندری خوردیم و روی زمین ولو شدیم؛ چندین مرتبه موقع دور زدن، این پایمان با آن پایمان هماهنگ نشد و به پهلو به زمین خوردیم؛ شاید گاهی با این افتادن ها دست و پایی شکاندیم و شاید حتی سرمان هم شکافته‌شد! این گذشت... تا رسیدیم به امروز که شاید حتی دیگر راه‌رفتن را جزو کارهای ارادیمان هم ندانیم. امروز اراده می‌کنیم راه برویم، و راه می‌رویم! دیگر راه‌رفتن حتی برایمان هدف هم نیست: وسیله‌ایست جدید برای رسیدن به خواسته‌هایمان: «ما همانی هستیم که دیروز برای یک قدم بیشتر راه‌رفتن صدها بار زمین خوردیم»

 

گاهی اوقات بد نیست گذشته‌مان را به خاطر بیاوریم: ما هزاران بار زمین خوردیم؛ اکنون هم برای هر قدمی که برمی‌داریم، پایمان را از زمین بلند می‌کنیم: مشخص است که انسان با یک پا بر روی زمین تعادلش کمتر است. ما میلیون‌ها بار پایمان را بلند کردیم و به زمین خوردیم؛ و امروز هم موقع راه‌رفتن پایمان را بلند می‌کنیم، با وجود این که می‌دانیم احتمال زمین‌خوردن هست. پایمان را بلند می‌کنیم و پیش می‌رویم چون می‌دانیم تنها راه جلو رفتن همین است.

 

بعد از چندین مرتبه زمین‌خوردن، راه‌رفتن را آموختیم؛ امروز هم با هر بار قدم‌برداشتن، احتمال زمین‌خوردنمان بیشتر می‌شود: اما این احتمال را می‌پذیریم تا به جلو برویم.

به هم خوردن تعادل، لازمه‌ی جلورفتن است. با گذر زمان، احتمال زمین‌خوردنمان را کم می‌کنیم اما هنوز ریسک را می‌پذیریم. ریسک می‌کنیم تا جلو برویم...

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی