محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

تمدن فکر خوبی‌ست!

سه شنبه ۲۵ اسفند ۹۴

امشب، شب چهارشنبه‌سوری‌ست. این طور که از پدر و مادرم و پدربزرگ مادربزرگ‌هایم شنیده‌ام، چهارشنبه‌سوری شبی بود که در آن یک مهمانی‌ای می‌گرفتند و شعرخوانی می‌شد و بچه‌ها با هم بازی می‌کردند و آخر هم بته‌ای از آتش درست می‌کردند و از رویش می‌پریدند!

یک سور(میهمانی) در چهارشنبه‌ی آخر سال.

صداهایی که از عصر می‌شنوم بیشتر شبیه صداهای جنگ است. از صبح دوستان به شوخی می‌نویسند که وزارت دفاع امشب قرار است استعدادیابی کند یا این که خدا کند با وقایع امشب برجام نقض نشود و...! در این میان برای من سؤالی پیش می‌آید:

 

ما همان‌هایی نیستیم که شب و روز در فضای حقیقی و مجازی گلوی خود را پاره می‌کنیم و از متمدن بودن و روشن‌فکری دم می‌زنیم؟ همان‌هایی نیستیم که با شنیدن یک جمله که ممکن است بار معنایی‌ای داشته‌باشد بر ضد زنان روستایی، کمپین من یک زن روستایی هستم راه می‌اندازیم؟ همان‌هایی که شب و روز عکس رفتگران را در اینستاگرام و فیس‌بوک می‌گذاریم و می‌نویسیم ببینم چندتا لایک داره؟

 

با یک سری از دوستان راجع به این که توروخدا چهارشنبه‌سوری خودتونو نترکونید صحبت می‌کردم. می‌گفتند خیلی حال می‌ده. نه حالا جلوی پای مردم ولی می‌دونی؟ اکلیلو که می‌ترکونی اصلاً خیلی می‌چسبه!

 

معتقدم تمدن و فرایند متمدن شدن(از انسان اولیه تا انسان حال حاضر) نتیجه‌ی فکر، منطق و نوآوری‌ست. انسان اولیه مشکل نامطمئن بودن منبع آب داشت، در کنار منابع آب وسیع مستقر شد؛ مشکل شکار داشت، حیوان اهلی کرد؛ مشکل نقل و انتقال داشت، چرخ را اختراع کرد؛ مشکل سرعت داشت، ماشین و هواپیما و قطار را ساخت. در به‌توافق‌رسیدن به مشکل بر می‌خورد، قانون را ابداع کرد و به همین شکل پیش رفت تا به امروز رسید. اگر زمانی منطق را متوقف کردیم، دست از فکر کردن کشیدیم، و فقط به حس و اتفاقات قبلاً رخ‌داده دل بستیم، زمانی‌ست که خود را از تمدن دور کرده‌ایم. و فکر نمی‌کنم زیاد بشود از این حال‌کردن‌ها و حالا بذار خوش‌باشیم‌ها بویی از منطق را استشمام کرد!

نمی‌توان گفت با منطق نمی‌توان شاد بود. خیلی از طنزها، خنده‌ها و تفریح‌ها، اتفاقات لذت‌بخشی هستند که نه تنها خلاف منطق و تمدن نیست، که حتی با دیدن آن‌ها می‌توان متدن‌بودن را از دور هم حس کرد. شاید علاقه به متمدن بودن فقط محدود به پیج‌های اینستاگراممان است و هنوز به ذهنمان راهی باز نکرده که با این بی‌فکری‌ها خوشیم و نمی‌خواهیم کسی خوشیمان را خراب کند!

 

یاد یکی از مکالمه‌های گاندی، رهبر بزرگ هند، با رادیوی انگلیس می‌افتم.

-What's your opinion about civilization?

-That's a good idea!

خبرنگار، غرق در رؤیای متمدن‌بودن خود، از این مرد بزرگ می‌پرسد نظرتان راجع به تمدن چیست؟ و پاسخ می‌شنود فکر خوبی‌ست!

جدی، گذشته از این حرف‌های خوش قیافه‌ی اینترنتی راجع به تمدن(که طعنه به جملات بی‌پایان کوروش کبیر می‌زند) واقعاً متمدن شدن فکر خیلی خوبی‌ست!

  • ۹۴/۱۲/۲۵

تفکر

تمدن

زندگی

نظرات (۱)

شاید من چون دید تکاملی به همه ی موضوعات اجتماعی و روانی دارم اصلا چیز عجیبی نباشه که مردا از ترکوندن و مطرح شدن و قدرت داشتن لذت ببرن، ربطی هم به تمدن نداره ، مشکل اونجاست که تمدن اینجا نتونسته ریل رو عوض کنه ، مقصر پسر بچه ها نیستن اونها به دستورات ژنی عمل میکنن همینطور که ما با استدلال و فکر و بحث همین کار رو میکنیم
پاسخ:
احساس می‌کنم فکر چیزیه که قراره به این بیان ژن‌ها کمک کنه. به نوعی فرگشت می‌گه قدرت و برتری. اوکی. حالا این مصداق، وقتی قراره به عمل بشینه مغز می‌تونه تصمیم‌گیری کنه که چجوری باشه.
با نشون‌دادن دندونا به هم باشه؟ با دعوا راه‌انداختن جلوی خونه‌ی جنس مخالف باشه؟ یا چیزای دیگه‌ای که یه ذره ضررای کمتر و ارزش‌افزوده‌ی بیشتری دارن؟؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی