محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

-سلام رسیدی؟

-آره. بیا شروع کنیم. تو هم پازل هزار تیکه‌ی همین کوه رو گرفتی؟!

-آره دیگه! قرار بود با هم شروع کنیم....

-پس شروع کنیم!

..........

-راستی این ذره‌بین چیه دستت؟

-ببین..... اینجا گوشه‌ی این تیکه رو می‌بینی یه ذره زیادی برجسته‌ست. تیکه‌ی کناریش باید همین قدر فرورفتگی داشته‌باشه.

-حرفت قبول اما مگه این نصفه‌ی یک گل نیست؟ خب کنار این قطعه کامل می‌شه دیگه. حالا چرا پشتش رو هی نگاه می‌کنی؟ مگه تصویر روش نیست؟

-آها.... این از تکنیک‌های ناب خودمه! ببین من دقت کردم جنس مقوای یک یا دو تیکه توی هر ردیف با بقیه فرق داره و اون دوتا هم معمولاً کنار هم نیستند. بر اساس همین تا اینجا سه قطعه رو سرجاشون گذاشتم.

-خب این چه وضع پازل ساختنه؟ اگه یکهو تو یه ردیف سه تا متفاوت باشه؟ یا اگه اصلاً نباشه چی؟ کارخونه که با تو هماهنگ نکرده.

-ببین من دیروز حساب کردم. برو روی میزم یه کاغذه: حالت‌های مختلف رو بررسی کردم. احتمال این که همچین اتفاقی توی یک سری بیفته با وجود این تعداد تکرار، خیلی کمتر از چیزیه که بخوام بهش فکر کنم.

-اووووه.... تو برای درست‌کردن پازل نشستی از این حساب و کتاب‌ها کردی؟ من که خیلی خوش‌خوشَک دیروز داشتم عکس‌های این کوهه رو تو اینترنت می‌دیدم. خیلی قشنگه بیا این یکی رو ببین.

-الآن وقت این چیزا نیست. می‌ترسم برگردم، حافظه‌ی تصویریم به هم بریزه. آخه می‌دونی؟ یکی از تکنیکای درست‌کردن پازل اینه که از حافظه‌ی تصویریت کمک بگیری. به خاطر همین چیزاست که منو پازل‌ساز حرفه‌ای می‌دونن و تو آماتور موندی دیگه. حالا تو چرا هی این تیکه‌ها رو می‌بری عقب؟!

-خب من تصویر ساخته‌شده رو نگاه می‌کنم، سعی می‌کنم تجسم کنم هر تیکه کجای پازل می‌تونه باشه؛ یه وقتاییم می‌بینم جابجاشون کنم تصویر بهتر می‌شه. خلاصه از عقب که بهشون نگاه می‌کنم بهتر می‌تونم تصویرو بسازم.

-هه چه باحال! حرفه‌ایا میارن نزدیک، آماتورا می‌برن دور!

-خب آخه تو الآن از چی این کار لذت می‌بری؟ کجای کوهو می‌تونی نگاه کنی اینجوری؟ همه‌ش نگاهت به گوشه‌ها و پشت تصویره. ببین جای این پرنده‌ها رو چقدر قشنگ کنار سفیدی خورشید گذاشتن!

-عه این سفیدیا که خطای مشکی دارن جاشون اونجاست؟؟ مرسی.... مرسی که گفتی کلی سرش گیر کرده‌بودم.

-سفیدیایی که خط مشکی دارن؟

-ببین بی‌خیال! جفتمون تو مسابقه قراره شرکت کنیم دیگه؟ اونجا معلوم میشه کی بهتر پازل درست می‌کنه.

...........

-بیا! حالا هی بگو تصویر تصویر تصویر! نگاش کن... تندیس حرفه‌ای‌ترین پازل‌سازی رو دادن به من. نیگا چه برقی می‌زنه!

-آره خوشگله. مبارکت باشه. چقدر از تکنیکات خوششون اومده‌بود! راستی برنامه‌ت چیه؟

-هیچی بابا چشمم از خستگی داره می‌ترکه. مُردم این قدر این مدت پازل درست کردم! یه هفته‌ای می‌خوام اصلاً طرف پازل نرم تا بعد. تو چی؟

-دارم می‌رم خونه. یه پازل جدید خریدم: تصویر یه دشته با چندتا اسب سفید که آزادانه دارن توش می‌دون و از پخش‌شدن یال‌هاشون تو باد خنک لذت می‌برن. دوست ندارم تندیس دوره‌ی بعدو از دست بدی. می‌خوام خودم تو خونه بشینم، نوشیدنیمو کنار دستم بذارم و دور از هنرهای حرفه‌ای‌ها، مثل یک آماتور، ساعت‌ها از درست‌کردن صحنه‌ی چهارنعل رفتن این اسب‌ها لذت ببرم....

  • ۹۵/۰۶/۱۶

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی