محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

پیش‌نوشت:

این نوشته قسمتی از مبحث مسیر علم است که خیلی وقت بود آن را به روز نکرده‌بودم. البته این نوشته یک نوشته‌ی مستقل است اما شاید بد نباشد سایر مطالب مربوط به مسیر علم را هم بخوانید تا بهتر فضای صحبت را حس کنید.

 

در دنیای علمی عناوین مختلفی مانند شیمی‌دان (chemist)، ریاضی‌دان (mathematician)، فیزیک‌دان (physicist)، زیست‌شناس (biologist) و... داریم. در کنار این صفات همواره وجود کلمه‌ی دانشمند (scientist) برایم جالب بوده. بیولوژیست در بیولوژی ماهر است. شیمیست بر شیمی و فیزیکیست بر فیزیک تسلط دارد. اما ساینتیست بر "علم" تسلط دارد. جالب اس که اگر کمی به واژه و فسلفه‌ی آن وفادار باشیم بی‌دقتی‌ست اگر به زیست‌شناس، شیمی‌دان، فیزیک‌دان یا ریاضی‌دان دانشمند بگوییم. دانشمند کسی‌ست که به کلی بر دانش مسلط باشد. به همین ترتیب‌اند کوماندوها!

بین نیروهای مسلح، تخریب‌چی داریم؛ تک‌تیرانداز داریم؛ اطلاعاتی داریم؛ متخصص نبرد تن به تن داریم؛ حتی گروه‌های مختلفی برای درگیری در ساختمان یا دشت باز تعلیم می‌بینند. اما کوماندوها به نوعی دانشمندان این عرصه‌اند: یک کوماندو، می‌تواند تن به تن درگیر شود. می‌تواند به عنوان تخریب‌چی حمله کند. می‌تواند با اسلحه‌ی تک‌تیرانداز به شکار بنشیند یا به جایی نفوذ کند. چه در ساختمان و چه در دشت باز یا اردوگاه دشمن.

 

ممکن است یک کوماندو به اندازه‌ی یک "متخصص آزادکردن گروگان‌های ساختمان" در این کار مهارت نداشته‌باشد اما در بسیری از موارد، زمانی که گره با دندان هم باز نمی‌شود کار را به گروه کوماندوها می‌سپارند.

به همین ترتیب یک دانشمند شاید در تمام حوزه‌های علم به اندازه‌ی متخصصین آن حوزه‌ها ورود نداشته‌باشد اما اصولاً دانشمندان اند که می‌توانند جهش‌های بزرگ در علم ایجاد کنند.

در حقیقت دانشمند، یک لایه بالاتر از شاخه‌های علم را می‌بیند: او فارغ از شاخه‌بندی‌ها و تقسیمات آکادمیکِ علم، خود "علم" را می‌خواند و در مقایسه با متخصص یک حوزه‌ی خاص، مانند کسی است که یک زبان برنامه‌نویسی را بلد است یا این که به طور عمومی "برنامه‌نویسی" می‌داند. آنکه جاوا می‌داند جاوا را می‌داند و در حصار جاوا می‌ماند. اما برنامه‌نویس، برنامه‌نویسی می‌کند و به فراخور کاری که می‌خواهد انجام دهد زبان خاصی را انتخاب می‌کند و اگر لازم شد یاد می‌گیرد. و البته بسیار دیده‌ام "برنامه‌نویس‌ها" سریع‌تر یک زبان جدید را یاد می‌گیرند تا کسانی که زبانی را بلد اند و می‌خواهند دوزبانه شوند.

و اگر بخواهم مثال مبالغه‌آمیزی بزنم، یک تعمیرکار هر وقت لازم داشت کار با ابزار جدید را یاد می‌گیرد اما کسی که "متخصص کار با انبردست" است هر چقدر هم متخصص، بعید می‌دانم به اندازه‌ی تعمیرکار اول بتواند مفید باشد (و البته حواسم هست که بعضی تعمیرکارها در استفاده از انبردست تخصص ویژه‌ای دارند اما این از آن یکی طرف درست نیست)

 

در برحه‌ای از زمان ما دست به جدا کردن تار و پود جهان زدیم و رشته‌های مختلفی را ایجاد کردیم. اما امروز اغلب بر این باورند که شناخت یک تار از جهان نمی‌تواند به خوبی به شناختمان از جهان کمک کند؛ پس امروز دوباره مشغول تابیدن تار و پودهای جهان شده‌ایم.

شاید نزدیک نباشد دنیایی که تمام دانش‌پژوهانش دانشمند باشند (یا دانشمندانی که حالا انبردست را بهتر می‌شناسند) اما حداقل می‌توانیم به سمتی حرکت کنیم که متخصصان هر تار، از دیگر رشته‌های جهان هم بدانند تا شاید کم‌کم این دانش‌پژوهان و متخصصانمان هم کوماندوهای دنیای علم شوند.

  • ۹۵/۰۸/۱۷

نظرات (۱)

جالب بود...
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی