محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

یکی از دوستانم می‌گفت متین تو مخاطبت رو دیوانه می‌کنی تا اصل حرفو بهش بگی... صدتا مثال و توضیح و پیش‌نوشت میاری تا وسط متنت بالاخره حرفت رو بزنی. خب اینجا با عنوان متنم حرف اصلیم رو لو دادم. آخرین متنی که اینجا نوشتم مربوط به ۱۶ آذر می‌شه. روزی که معمولاً به دانشجوها ارج و قرب می‌ذارن و البته دانشجوها هم برای خودشون تبریکا و جشن‌های مختلفی می‌گیرن و شاید اوج حضور فعال دانشجوها تو دانشگاه باشه. امسال نکته‌ی جالبی توجهم رو جلب کرد: تم اصلی ۱۶ آذر امسال سرگرمی‌های سیاسی بود. از هر ۱۰ تا مراسمی که دیدم یا دوستام فرستادن، ۸ یا ۹ تاش، فارغ از این که مراسم تو دانشگاه علوم‌پزشکیه یا فنی یا علوم سیاسی، «فقط» مربوط به دعواهای سیاسی می‌شد. لفظ «بحث سیاسی» رو از عمد استفاده نمی‌کنم چون صرفاً یه سری دعواهای خاله‌زنکی/دایی‌مَردَکی هستن که یه عده مطرح می‌کنن و آخر سر هیچکدوم از عبارت‌های گفته‌شده هم هیچ ارزش‌افزوده‌ای ایجاد نمی‌کنن!

خیلی راجع به حاشیه و پوسته نوشتم (به عنوان نمونه می‌تونید مطلب قالب‌های تحمیلی و اعتراف‌نامه رو بخونید!). تو فضای دانشجویی اما این مسئله هم پررنگ‌تره هم بسیار آسیب‌زا تر. همه دعوت می‌کنن که دانشجو به مسائل سیاسی بی‌اعتنا نباشه، بصیرت سیاسی داشته‌باشه و... من هم موافقم و اصولاً خیلی عاقلانه نیست کسی بره توی غار و به مسائل سیاسی بی‌اعتنا باشه. یا تو خیلی از موارد حتی شاید مفاهیم عمومی دنیای سیاست رو لازمه دانشجوها بدونن. این رو قبول دارم. اما درک نمی‌کنم وقتی تریبون آزاد توی دانشگاه علوم پزشکی ما می‌ذارن چرا یک کلمه هم راجع به مسائل مربوط به سلامت (حتی بعد سیاسیش!) حرف زده نمی‌شه و به جاش دانشجوهای پزشکی با آب و تاب راجع به اختیارات رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر اجرای برجام صحبت می‌کنن. حاضرم شرط ببندم نصفشون جز کانال‌های تلگرام از هیچ جای دیگه‌ای حتی پسابرجام رو احساس هم نکردن!

می‌گن یه جمعی قرار بود جلسه بذارن راجع به طراحی یک رآکتور بحث کنن: جلسه ظرف نیم ساعت تموم شد. یک متخصص طرح خوبی داشت و بقیه که سختشون بود کلمه‌های اون طرح رو از رو بخونن، سریع باهاش موافقت کردن و طرح تصویب شد. همون جمع قرار شد فضای سبز اطراف اون نیروگاه رو طراحی کنن و هفته‌ها جلسه گذاشته‌شد براش. چون همه توش احساس می‌کردن می‌تونن حرف بزنن و البته این حرّاف‌ها، و نه کارشناسان، مثل اون سیاست‌بازای دانشکده‌های فنی و پزشکی بیشتر به سرگرمی مشغولن تا فکر کردن.

از کنار تریبون آزادمون که رد می‌شدم، داشتم فکر می‌کردم اینا قبل از این که حرف برای گفتن داشته‌باشن، دربه‌در فقط دنبال میکروفون می‌گردن؛ لابد چون میکروفون جور کردن خصوصاً تو این برحه‌ی زمانی بیشتر به طراحی فضای سبز می‌خوره و حرفی برای داشتن جور کردن بیشتر به طراحی رآکتور. و یادم افتاد که همین اتفاق دقیقاً تو تاکسی هم میفته... شاید این دانشجوهایی که یک جو شهود راجع به رشته‌شون (و البته مسائل سیاسی) ندارن و اونایی که توی تاکسی راجع به مسائل استراتژیک منطقه تحلیل‌گری می‌کنن، فقط تو داشتن یا نداشتن کارت‌دانشجویی فرق داشته‌باشن.

زمانی خاله‌زنکی/دایی‌مردکی مربوط به کارای صغری‌خانم و کبری‌خانم بود، امروز بیشتر مربوط به کارای دکتر فلانی و حرفای مهندس بهمانیه. مفهوم، جذابیت اطلاعات آشغاله. تلاش برای پر کردن جای خالی رآکتور با فضای سبز. فقط تو جاهای مختلف مصداق فرق می‌کنه. و وای به وقتی که افرادی با درک اشتباه کلمه‌ی «بصیرت سیاسی» فکر کنن این کار یک ارزش محسوب می‌شه.

  • ۹۵/۰۹/۲۲

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی