محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۲۰:۳۹ - امیرمحمد البرزی
    :-|
  • ۲۲ آبان ۹۶، ۱۵:۰۲ - دفتر شما
    موافقم

مرگ، دوست عزیز قدیمی

پنجشنبه ۲ دی ۹۵

مرگ؟ چه حرف ها میزنی!

ما از دوستان بسیار قدیمی یکدیگریم: همسفر، همراه، هماهنگ، همآواز، همراز...

مرگ به من شبیخون نمی‌زند: پاورچین پاورچین می‌آید تا صدای پایش آزارم ندهد. آهسته و مهربان سرش را روی بالشم می‌گذارد و می‌گوید: دیگر بخواب! وقت خفتن است. زمان خواب‌دیدن است؛ خواب‌های خوش...

من پیشانیش را می‌بوسم و می‌گویم: برای خفتن، آسوده و بی‌دغدغه خفتن، آماده‌ام...

می‌دانم... مرگ به من شبیخون نمی‌زند؛ برایم قداره نمی‌کشد؛ جنجال به راه نمی‌اندازد؛ نمایش نمی‌دهد؛ با چشمان خون‌گرفته، چهره‌ی سرشار از خشم بالای سرم نمی‌ایستد:

چقدر نرم سرش را روی بالشم می‌گذارد!

 

-کوچه‌های کوتاه، نادر ابراهیمی

  • ۹۵/۱۰/۰۲

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی