محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

محفل، وب‌نوشته‌های متین خسروی

محفلی برای چند دقیقه نشستن، در میان روزمرگی‌هایمان...

آخرین نظرات

درباره‌ی عشق و حل‌شدن

سه شنبه ۷ دی ۹۵

و سال‌هاست که عشق، همچون پیرمردی خسته و رنجور، دست بر آخرین دیوار شهر، با نگاهی خسته و بی‌رمق، اما هنوز امیدوار، خانه‌های خاک‌گرفته‌ی آبادی را نگاه می‌کند. به امید یک نفر که حیرت‌زده از دنیایش بیاید که فنا شود...

 

حیف که این متمدن‌مردمان، مدت‌های مدیدی‌ست که وقت برای حیرت‌کردن هم ندارند. و اگر هم دلشان برای جاودانگی تنگ شد، مدتی خود را از ریخت و قیافه می‌اندازند؛ گویی ادای ذوب‌شدن از خود در می‌آورند.... و دقیقه‌ای چشم به تصویر دریا می‌دوزند و نفسی از سر حسرت می‌کشند و به سراغ سایر کارهایشان می‌روند...

دریغا که سنگ خارا قهرمان این‌هاست و سنگ‌دوستان حتی نمی‌فهمند که فنا و حل‌شدن، خود، آب‌شدن است.

 

و پیر فرتوت قصه‌ی ما، همچنان اشک می‌ریزد... در غمِ سنگ‌شدن آن کودکی که می‌توانست به دریا برسد.

  • ۹۵/۱۰/۰۷

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی